یه پنجره با یه قفس، یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو، یه خاطره ست همین و بس
تو این مثلث غریب، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر میرسم، از اونور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه، خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ، صداتو از یاد ببرم
بذار که کوله بارمو، رو شونه ی شب بذارم
باید که از اینجا برم، فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس، منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم، از آرزوهای محال
قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال؟
بذار که کوله بارمو رو شونه ی شب بذارم
باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم


امروز تولدمه!![]()
امروز تولدمه!
امروز تولدمه!![]()
امروز تولدمه!![]()
امروز تولدمه!
همین!![]()


خواستم با پست های تولد سالهای قبل یه فرقی داشته باشه!![]()
تولد امسالم یه جورایی برام فرق می کنه!واسه همینم شاعر میگه:
تو خوده نمرهء بیستی تو مث هیچ کسی نیستی![]()
![]()
بفرما کیک!

قسم به اسم آزادی
به لحظه ای که جان دادی

ندا تولدت میارک
سبز یعنی ظالمی از ترس سبز/می نهد بر گردن خود شال سبز/سبز یعنی آخرین فصل سکوت/سبز یعنی رأی ما غیر از تو بود

