امروز روز باحالی بود.گل و بوته رو ناخنامون کاشتیم و بادمجون پا چش و چالمون سبز کردیم و برو که رفتیم کنسرت حمید عسگری
خیلی باحال بود و خوش گذشت.آهنگای زیادیم اجرا کرد فقط مندم چرا پره رو اجرا نکرد؟! آیا؟ همه جیغ و ویغ می کردن و فیلم برداری هم ممنوع بود اما زهی خیال باطل! 
ادامه مطلب
دیروز قبل از شروع کلاس نقاشی یه دختری رو کشیدم که جزوه رده زیر بغلشه و دور سرش هم داره ستاره می چرخه و فنرای کش درومده و ناراحته.بعد "س"گفت تروخدا پاک کن.میندازه ها!!! داری دیگه ماحرا رو؟
آخه این دیده دفعه پیش خیلی تعریف کرد حالا ... گفت دیدی که اون دفعه چی گفت؟!! گفتم مگه چی گفت.آخه کلی هم حال کرده بود با نقاشیم.بعد به الهه گفتم به خاطر نقاشی ممکنه بندازه؟گفت نه! یهو "س" گفت عه کفشاتو از کجا خریدی و همه بچه ها گفتن چن خریدی و "س" گفت خیلی شیکه و این حرفا.خلاصه از اونجایی که من بد و خوب خودمم نمی تونم تشخیص بدم تا استاد اومد پاک کردم تخته رو! هه هه!
بعد داشت می نوشت گفت هرکی ین جلسه دوازدهم رو پای تخته نوشته بزرگ نوشته.منم چیزی نگفتم.همه هم لال شده بودن.خوب حالا مهمم نیس.بعد استاد یکی از نمونه ها رو نوشت و گفت که من عاشق این اسم هستم.حالا چرا؟کی می دونه/ اگه گفتید بعد همه عین افلیجا دشتن نگاش می کردن!
بعد من گفتم واسه اینکه شبیه اسم یه شخصیت فیلمه.گفت بله درسته 
گلادیاتور.دیدید دیگه؟ من و دو نفر گفتیم بله.گفت کیا دیدن؟ دستامونو بردیم بالا گفت فقط ۳نفر؟
دقیقا می تونستم احساسشو تصور کنم!هه هه.داشته به حال خودش می نالیده که ای خدا اینجا دیگه کدوم برره ایه نصیب من کردی! دققا حسی که من خیلی موقع ها دارم.بگفت چن تا فیلم ببینید خیلی پاستوریزه اید و حرفای همیشگی که آکبندید و اینا.بعد من گفتم من فیلم ذهن زیبا رم به خاطر همین دیدم.گفت آره اسمش چی بود منم هرچی فک کردم یادم نیومد یهو خودش گفت.راسل کرو...خلاصهدیدم داره انفجار هایی رخ میده و مع حم گفت جانی دپ؟ گفتم نه!(((
یه اسم بلده هر فیلمی میگیم فک میکنه اون بازی کرده!)) بعدم حرفیدیم و حرف کارتون شد و دوباره همه تبدیل شدن به شیره هسته انگور و اینا
بعد کلاس تمومید و بین دوتا کلاس بیکارو علاف بودیم با سمی و ز دارب رفتیم گشتیم و رفتیم بوفه چیپس گرفتیم و حالا فک کن به قول بچه ها سایلنت کلاس چقد داشت حرف می زد و م یخندید و خاطره تعریف می کرد و ز خودش می گفت.یعنی این من! کسی که انقد خاکیه که همه باهاش درد دل می کنن حتی کسی که تاحالا هیشکی صداشو نشنیده! بعد دیگه انقد حرفیدیم و جریان گل..چن رو تعریفیدم که من دیدم اوضاع خیته یواش یواش از کنار در اتاقش رفتم بیرون و خندیدیم بعد یهو دیدیم دوتا از پسرای یونی دارن میرن بلیز سبز و یکی هم تی شرت قرمز پوشیده.بعد یهو آزی اینا داد زدن از اون فاصله گفتن یه سفید ندارید بیاد بشید پرچم ایران؟ بعد هه هه هه ها ها ها هر هررهررر خندیدن و اونام که روحشون هم خبر مداش می گفتن بله؟ خلاصه یه ضایع بازاری شده بود که اصن نگو.
بعد با سمی عکس گرفتیم خداییش خیلیخیلی قشنگ شده محوطه دانشکده آدم دلش می خواد همش با همه بره اونجا.کلی با صفا پر از درخت و شکوفه و چمن های بلند و بوی سبز طبیعت و آب نما و خلاصه دیگه.آخر کلاس سین به استاد گفت کلاس ظهر دوشنبه رو تشکیل ندید آخه می خوام برم نمایشگاه.استادم گفت پس به شرطیکه این کتابی که می گم رو بگیری اونم سریع یادداشت کرد..
برگشتنه ز اینا اومدن دنبالم دیدم توی ماشین چن تا ریواس تر تمیز پوست کنده شده سگفتن اینارو مینا داده از جاده طرم چیدن! پس چرا ما اصن هیچی ندیدیم اونجا؟! بعد رفتیم کلی هله هوله زدیم به بدن و رفتیم جاده گ. و بعدش رفتیم دم خونه ز اینا قرار شد شب بیان پیش ما.تا بره و برگرده من نشستم پشت رول و بزن بریم به سرعت برق و باد بزن بریم از اینجا بزن بریم عشقه و داد و بیداد بزن بریم از اینجا بزن بریم باداباد...
پر..وال ول نمی کنه که! دهن مارو رسما صاف کرده!
از این طرف هم هنرمندای مملکت هارشون سوخته بوده حالا درست شده.اما من باز هم به قول سهزاب من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه دل ها تنهاست.
من امروز و دیروز قیافم شبیه این گوجه سبزای ترش و این طالبیایشیرین نارنجی شدم
حمید عسگری آهنگ اگه منم بودی
چشمامو رو دنیا بستم ، واسه تو
بگو من ، چی کم گذاشتم واسه تو
توبودی تنها آرزوی زندگی
بگو مگه دل، به کی بستم ، غیر تو
بگو چرا فاصله ها کم نمیشه
چرا دلم تو دل تو جا نمیشه
دل منو زدی- شکستی و رفتی
بهشت تو چرا جهنم نمیشه
اگه جای منم بودی و اینهمه بدی دیدی
از کسی که دوستش داری
تو هم دیوونه میشدی
شوخی که نیست امروز بیای بگی عاشقی و بری
فرداش بیای بگی دیگه خسته شدی
ادامه مطلب
جمعه ی ساکت
جمعه ی متروک
جمعه ی چون کوچه های کهنه ‚ غم انگیز
جمعه ی اندیشه های تنبل بیمار
جمعه ی خمیازه های موذی کشدار
جمعه ی بی انتظار
جمعه ی تسلیم
خانه ی خالی
خانه ی دلگیر
خانه ی دربسته بر هجوم جوانی
خانه ی تاریکی و تصور خورشید
خانه ی تنهایی و تفأل و تردید
خانه ی پرده ‚ کتاب ‚ گنجه ‚ تصاویر
آه چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعه های ساکت متروک
در دل این خانه های خالی دلگیر
آه چه آرام و پر غرور گذر داشت ...
زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند، پیر شدنت شروع می شود ... !
بعد از مرگم منو لطفا به هیچ جایی وصل نکنید! لطفا الکی واسه خوتون دلیل واسه مرگ و ناراحتی من نیارید! مرگ هر آدمی یه موضوع پیچیده س.به خصوص وقتی از دنیا و آدماش خسته باشه.از این آدمای دو رو/.از آدمای پر از رمز و راز که به سختی میشه بینشون یه آدم یه رنگ یه آدم بی شیله پیله پیدا کرد.جالب اینجاس که حتی کله کردن از اخلاق زشت آدمای پست هم جرم به نظر می رسه.چرا؟ الان می گم.وقتی میگی از فلانی بدم میاد که این کارو می کنه.دو رنگی می کنه.طرف بر می گرده بهت میگه نباید از اون بدت بیاد که.اون سیاست داره و به فکر خودشه کهخودشو خوب نشون بده نباید انتظار داشته باشی که خودشو بد نشون بده!! در ع.ض تو هم باید سعی کنی کلاهتو بچسبی مه باد نبره.
ینی توی این دنیای کثیف هرچی کثیف تر باشی بیشتر به نفعته.
من هیچ وقت نمی تونم و نمی خوام حتی عبادت هایی که م یکنم رو توی بوق کنم.اونوقت حس می کنم ارزش همه ی عبادتام تباه میشه.چون دیگه واسه معشوق اصلیت (خدا) نیست.واسه اینه که ازش "هرچقد هم کم" برای بالا بردن شخصیت خودت پیش بقیه استفاده کنی.
من همین الان اعتراف می کنم که بسیجی نیستم و از اکثر بسیجی ها هم چیزای خوبی ندیدم.از اخلاق و رفتارشون تا ابعاد دیگه ی شخصیتیشون.و اینو با حدس و گمان نمی گم.بلکه با تفکر کامل دارم می گم.
البته اینم بگم که آدم واسه پست و رذل بودن نیازی نیس بسیجی یا غیر بسیجی باشه.
اشکاتو کی می شمره وقتی که دستای من از گونه هات دوره
رفتن همیشه اختیاری نیست.آدم یه جاهایی رو مجبوره
فکر کن همیشه مال من باشی دنیا مگه از این زیبا ترم میشه
تو خیلی چیزا رو نمی فهمی من خیلی چیزا رو سرم میشه
قرار بود امروز بعد از ناهار بریم خونه ز اینا رو ببینم و بعدش بریم سینما پدر محترم لطف کرد و بدون هماهنگی زنگ زد به آقای سین و قرار جاده ط رو باهاشون گذاش!!
در شهر تهران،اردبیل زاهدان یزد آدمایی هستن که نشون میدن همیشه هم تهران تنها نیست و نبوده...
افتضاحم الانا ینی داغون.اعصاب در حد اینکه با کله برم تو شیشه
از همه چی
اونم از حرفای "س" راجع به من که گفته آره من میشناسمش اون صد تا مث ف.م رو درس میده مغرور و غد و این حرفاس...خلیم بچه س!! آره راس میگه این آخریو.انق بچم که با اونا قاطی شدم.از این به بعد بچگی نشونشون بدم که جز بزنن
اصن خوشم نمیاد در حالت اعصاب داغونی پست بزنم اما واقعا دیگه نشد که نگم اینارو.هرچند شاید وبلاگم و خراب کردم با این نوشته ها.شاید شخصیت خوب و شاد و پر انرژی همیشگیم الان توی این لحظه زیر هزاران کوله بار ناراحتی قایم شده.اما همچین روزایی هم پیش میاد دیگه.
به جهنم که هرکی هر فکری می خواد بکنه
دیگه هیشکی و هیچی برام مهم نست
فقط خودت
خود خودت
غروبم مرگ رو دوشم طلوعم کن تو میتونی
تمومم سایه می پوشم شروعم کن تو میتونی
شدم خورشید غرق خون میون مغرب دریا
منو با چشمای بازت ببر تا مشرق رویا
دلم با هرتپش با هر شکستن داره میفهمه
که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه
چه راههایی که رفتم تا بفهمم جز تو راهی نیست
خلاصم کن از عشقایی که گاهی هست و گاهی نیست
تو خوب سوختن رو میشناسی سکوتو از اونم بهتر
من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خاکستر
میخوام مثل همون روزا که بارون بود و ابریشم
دوباره تو حریر تو مثل چشمات ابریشم
این شعرا و آهنگش با صدای احسان خواجه امیری محشره.کافیه یه کم به متن ترانه دقت کنیم.
همه دنيا بخواد و تو بگي نه ،نخواد و تو بگي آره ، تمومه
همين که اول و آخر تو هستي ، به محتاج تو ، محتاجي حرومه
تو هميشه هستي اما ، اين منم که از تو دورم
من که بي خورشيد چشمات ، مثل ماه ِ سوت و کورم
نميخوام وقتي تو هستي ، آدم ِ آدمکا شم
چرا عادتم تو باشي ، ميخوام عاشق تو باشم
تازه فهميدم به جز تو ، حرف ِ هيچ کي خوندني نيست
آدما ميان و ميرن ، هيچ کي جزتو موندني نيست
منو از خودم رها کن ، تا دوباره جون بگيرم
خسته ام از اين عقل خسته ، من ميخوام جنون بگيرم
همه دنيا بخواد و تو بگي نه ،نخواد و تو بگي آره ، تمومه
همين که اول و آخر تو هستي ، به محتاج تو ، محتاجي حرومه
جملاتی که واقعا خداوندگاره
سیگار هم نشدیم که ترک کردنمون سخت باشه .....
گر به یک سگ غذا بدی و ازش مراقبت کنی فکر میکند تو خدایی
و گر به یک گربه غذا بدی و ازش مراقبت کنی فکر میکند خداست..!
شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر.
شخصیت من چیزیه که من هستم ، اما برخورد من بستگی داره به اینکه " تو " کی باشی...
هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى
به این فکرنکن که اون چقدر احمق بوده،
به این فکرکن که اون چقدر به تواعتماد داشته ... !
پرنده اي كه مال تو نيست اگه صد تا قفس هم براش بسازي بازم ميپره
دل شما کاروانسرا نیست، نگذارید دیگران وسط دل شما، خستگی رابطه
های قبلیشان را در کنند ...
سرد بودنهایم را
اگر به حساب تمام گرم گرفتنهایت با دیگران بگذاری
بی حساب میشویم!
مشتی ز خاک برمیدارم شاید این همان نیمه گمشده من باشد که خدا یادش رفته خلقش کند!
بترس از آدمی که عاشق نیست
ولی عاشق کردن را خوب بلد است ...!((( وای وای وای اینو راست گفتن)))
آدمیست دیگر،
یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد،
دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور...
پشت این نقاب چیزی بیشتر از یک جسمه .... پشت این نقاب یک آرمانه
. وآرمان ها ضد گلوله اند
سعیکن آنقدر کامل باشی، که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران، گرفتن خودت از آنها باشد. (پائولو کوئلیو)
زجر آورتر از
دیدن خوشحالی معشوقت
کنار یکی دیگه اینه که
معشوقت رو با خودت غمگین ببینی!
یادتونه مدرسه میرفتیم ، غروب جمعه میشد از مهمونی میومدیم ، کلی مشق داشتیم که ننوشته بودیم ، تازه امتحانه زبانم داشتیم . دلمون یه جوری بدی میگرفت ...
الان اونجوریم !!!
ایــن روزهـــــا بـــــرای تنـــــــها شدن
کــافیــست صــــــادق بـاشــــی
دقت کردین یکـی از سختترین کارهای دنیا این است که ، برای دیگری توضیح بدهـی... دقیقاً چه مرگت است ....!(((( و همچنین برای وبلاگ توضیح دهی)) وبلاگ این دوست و همدم قدیمی که هروقت باهاش می حرفم سبک میشم)))
از من فاصله بگیر !
هر بار که به من نزدیک می شوی ،
باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت!
از من فاصله بگیر!
من خسته ام از امیدهای کوتاه ....
کوچه را دیدی به وقت شب چه تنها میشود...؟؟؟
بی تو از آن کوچه هم تنهاترم...
گر چه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست؛ای اجل مهمان نوازی کن که دیگر تاب نیست؛بین ماهیهای اقیانوس و تنگ؛هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جز آب نیست...
تن خسته ای /
ولی خوابت نمی بره
این حس لعنتی /
از مرگ بدتره
دل می کنی از این /
دل میبری از اون
یک اتفاق تلخ افتاده بینتون/
میبری از همه از هر کسی که هست
این حالو روزته /وقتی دلت شکست
وقتی یک زن دیوانه وار با تو بحث
می کند،خوشحال باش ...
چون سکوت یک زن،
نشانه ی پایان توست...!
خیلی دیره ؛ وقتی که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود ، بیشتر از همه دوستت داشت ، ولی …. تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بود
فـردا بـرای دلجـویـی دیـر اسـت .... امـروز زخـم نـزن
خدایا . . .
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تــو ... !
ادامه مطلب
این هفته بونی بی یونی
اما فردا یونی با یونی
دیشب با بروبچ توی مهمونی انقد از ریواس و گوجه سبز و چاقاله و اینجور چیزا حرفیدیم امروز مث عقده ایا رفتم یه عالمه ریواس خریدم
اما متاسفانه بعد از اینکه آوردم خونه به خودم یه دره رسید من تا از اتاق بیام بیرون دیدم ترتیب همشو دادن.
ادامه مطلب